راستش شبايی كه خيلی دلم مي گرفت به خودم می گفتم اگه الان كسی تو زندگيم بود، مجبور نبودم زانوهامو بغل كنم يا رو تختم بيفتم و پتو رو بكشم رو سرم و تنهايی بغض كنم! اولين بار كه وارد رابطه شدم وقتی يه شب غم تو وجودم دوييد، زودتر از هرشب گفتم «شب بخير» اما متوجه نشد. از صدام نفهميد. حس نكرد آدم هميشه نيستم و بغضی كه محكم قورت دادمو نديد .. فهميدم سهم ما آدمای احساساتی هميشه تنهاييه و اين تنهايی ربطی به بود و نبود آدمهای اطرافمون نداره!
*
بعدترها با خودم كنار اومدم، درك كردم كه عشق اولويت اول هيچ مردی نيست و ما زن ها بايد اينو بپذيريم! درك كردم كه ما زن های احساساتی مسكن های خوبی برای مردمون ميش
برچسب: لطفا,نگیر,
نویسنده: غزل کاظمی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 14:04